شيخ ذبيح الله محلاتى
321
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
طرفى فرمودند فضه نگاه كرد ديد طلا مانند كردن شتر با گنجهاى زمين سير مىكند پس فرمود اى فضه اين قطعهء طلا را هم با آنها بگذار فضه اطاعت نمود و آن قطعهء طلا را هم با آنها نهاد از نظر غائب شد و آن حضرت نام اجزاء آن دوا را يكبهيك بيان فرمودند فضه از خود برفت و با آن غناى ذاتى و فقر صوري ايشان بشگفت آمده ازاينجهت خود را در عالم كشف و شهود مشاهده مىنمود و پيوسته بر مراسم بندگى خود مىافزود از آنكه پادشاه ممالك امكان را در كسوهء فقر با كمال پريشانى مىديد كس در جهان ندارد يك بنده چون تو حافظ * زيراكه چون تو شاهى كس در جهان ندارد پس امير المؤمنين عليه السلام براى فضه قدرى از بىاعتبارى دنياى دنيه ذكر كرد و شمّهاى از اعتبارات عقباى باقيه كه دار القرار است شرح داد تا اينكه ديدهء فضه حقبين و روشن گرديد . ملحق شدن فضه به آل پيغمبر و حديث اللهم بارك فى فضتنا فضهء خادمه را كافى است اين فضل رفيع و قدر منيع كه نسبت وى بقدوهء خواتين و زبدهء نساء عالمين است يعنى او را خادمه فاطمه مىخوانند و جاريهء با صدق و خلوصش مىنامند و ديگر ادراك خدمت اين بزرگواران و استفاضهء از فرمايشات ايشان با رضايت خاطرشان از او اجري بىپايان و فيضى دور از حوصله امكان دارد و نتيجهاش همان باشد كه در خبر سابق عمر بن الخطاب بفضه گفت يك موى آل ابى طالب فقيهتر است از قبيلهء عدى و اين معيت كه اتحاد بآل ابى طالب از ثمرات تبعيت است كه فرمودند و من تبعنى فانه منى و ديگر در شأن نزول هل اتى و آوردن جبرئيل سى آيه از آيات كريمه را در حق حضرت امير و فاطمه و حسنين و فضهء خادمه عليهم السلام بدون استثناى وى از آيهء از آيات شاهد مراد است همانا از فوائد و علائم متابعت و خلوص مودت او است و آن برحسب ظاهر صبر و شكيبائى بر گرسنگى در مدت سه روز او است كه همراهى بموالى خود كرده در اطعام قرص نانى كه بمسكين